گزارش نهایی کارورزی1

دانشگاه فرهنگیان(دانشگاه امام رضا(ع)اندیمشک)
عنوان کار:پژوهش روایی1
استاد راهنما:جناب اقای دکتر حمادی
معلم راهنما:سرکار خانم بهمنی
کارورز:دانشجو معلم مهدی رشیدی
شماره دانشجویی:9327802023
مدرسه:نور شهر اندیمشک
سال تحصیلی96ـ95
بسم الله الرحمن الرحیم
فهرست
عنوان.......................................................................................................................... 1
چکیده.......................................................................................................................... 5
مقدمه........................................................................................................................ 6.
فصل اول........................................................................................................................... 7.
گزارش روزاول........................................................................................................................ 7.
فصل دوم.................................................................................................................. 10
گزارش فیزیکی.................................................................................................................... 10.
کدگذاری................................................................................................................. 13.
بیان مسئله.............................................................................................................. 15.
فصل سوم................................................................................................................. 16.
گزارش عاطفی.......................................................................................................... 16.
کدگذاری................................................................................................................. 18.
بیان مسئله............................................................................................................. 20.
فصل چهارم............................................................................................................. 21
گزارش ساختاری اداری............................................................................................... 21.
کدگذاری................................................................................................................. 37.
بیان مسئله.............................................................................................................. 41.
فصل پنجم................................................................................................................ 42
گزارش فرهنگی........................................................................................................ 42.
کدگذاری................................................................................................................. 45.
بیان مسئله............................................................................................................. 47.
فصل ششم........................................................................................................... 48
گزارش رویدادی...................................................................................................... 48.
کدگذاری................................................................................................................... 51 .
بیان مسئله........................................................................................................... 53.
نتیجه گیری.......................................................................................................... 53.
چکیده:
من مهدی رشیدی دانشجوی رشته علوم تربیتی دانشگاه امام رضا(ع)درترمی که گذشت به عنوان کارورزوبه منظور اشنا شدن هرچه بیشتر با محیط کار معلمی ونحوه تدریس وکلاس داری وارد مدارس شدم.
جلسات کارورزی این امکان را به من دادندتا با محیط کارمعلمی،نحوه ی تدریس معلم،نحوه کلاس داری ،طرز برخورد همکاران بایک دیگر وطرز برخورد معلمان با دانش اموزان و...اشنا شوم.
هدف از نوشتن این گزارش اشنا شدن با محیط فیزیکی مدرسه،اشناشدن باروابط بین کارکنان ودانش اموزان،اشناشدن با نحوه اموزش معلم وهمچنین اشناشدن با ساختاراداری مدرسه واقدامات فرهنگی مدرسه.
مقدمه:
این گزارش براین منوال است که ابتدا یک گزارش کلی یعنی خاطره اولین روز کارورزی اورده شده است وبعد گزارش فیزیکی همراه با کدگذاری وبیان مسئله وبعدگزارش عاطفی همراه باکدگذاری ودرادامه به ترتیب گزارش ساختاری اداری،فرهنگی وواقعه نگاری همراه با کدگذاری وبیان مسئاه وراه حل مسئله امده است،ودراخر هم نتیجه گیری اورده شده است.
تعریف کارورزی: هرتجربه اموزشی راکه با شغل معلمی ترکیب شود کارلموزی خوانده میشود این درره امکان وفرصتی برای اشنایی دانشجویان با محیط کار معلمی را فراهم میسازد که نه تنها باعث افزایش قابلیت انان برای اشتغال در اینده میشود بلکه به کارورزان قدرت انتخاب بیشتری درانجام وظایف داده میشود
اهداف کارورزی برای دانشجو معلمان:
1ـ حضور درمدرسه برای اشنایی با محیط کاری
2ـ توجه ومشاهده جنبه انسانی وارتباطی رفتاری کارکنان
3ـ مشاهده اعمال ورفتار مدیر از جنبه کارهای اجرایی
4ـ مشاهده تحلیلی وانتقادی هر انچه در مدرسه اتفاق می افتد

فصل اول، گزارش روز اول کارورزی:
گزارش اولین روز کارورزی
فرداعصر8/9/95قراربود بریم کارورزی مدرسه ای که تقرببا به گفته ی استادوسط شهراندیمشک بود مدرسه مدرسه شیف بعدازظهربود.خیلی ذوق وشوق رفتن به مدرسه واولین روزکارورزی راداشتم مدرسه ای که قرار بود ما برای درس کارورزی برویم مدرسه نور بود.شب قبلش تانصف شب بیداربودم وفرداش تالنگ ظهر خوابیدم.وقتی بلند شدم دیدم ساعت 12است رفتم پایین وضوگرفتم ونمازخوندم وبعداز نمازرفتم سلف تانهاربخورم که بچه ها گفتند مینی بوس منتظره زودباشید اخه قرار بود دسته جمعی بامینی بوس بریم باعجله نهارخوردم اومدم سریع لباس پوشیدم.رفتم سوارشدم بعدازحدود 10دقیقه معطل شدن بلاخره راهی شهر اندیمشک شدیم دانشگاه ماتاشهرحدود 8کیلومترفاصله داشت تو راه که میرفتیم همش دل تو دلم نبود خلاصه بعد از کلی پیچ وتاب خوردن بلاخره رسیدیم.
بله مدرسه برخلاف گفته استادسجادی وسط شهرنبود، تقریبا درجنوب شرقی شهر واقع شده بودمدرسه در خیابون اصلی قرار داشت . درب مدرسه روبه خیابان اصلی باز میشد.همینطور که نگاه کردم تابلو مدرسه را دیدم که نوشته بود مدرسه دولتی نور.بله ماباید درس کارورزی را درمدرسه نورکه شش پایه بود میگذراندیم .
قدمت مدرسه نور به 23سال پیش بازمیگردد.یعنی سال 1372تاسیس شده است.
در مدرسه خاکستری رنگ بود ،از در که وارد شدیم بچه ها را دیدیم که در حیاط دنبال هم می دویدند حیاط مدرسه نسبت به تعداد دانش آموزان بسیار کوچک بود،رفتیم داخل،استاد با مدیر مدرسه و چندتا از کارکنان مدرسه به استقبال ما آمدند و خوشامد گویی کردند رفتیم داخل ساختمان اموزشگاه دردیوارهای راه رو پرچم های ماه محرم نصب بود.با بچه ها رفتیم داخل دفتر وارد دفتر که شدیم دفتر مدرسه خیلی کوچک بود آنقدر که حتی جای نشستن هم نبود. مدرسه هم معلم آقا و هم معلم خانم داشت معلم ها رفتند سر کلاس و بعد هم مدیر مدرسه ما را به سر کلاس ها راهنمایی کرد آقای مدیر من ویکی از دوستانم را به سر کلاس سوم راهنمایی کرد.وارد کلاس شدیم از خانم معلم اجازه گرفتیم و گوشه آخر کلاس نشستیم من کنار یکی از دانش آموزان به اسم مهدی که هم اسم خودم بود نشستم این زنگ بچه ها درس هدیه داشتند و نگاهی به کلاس انداختم در گوشه سمت راست تابلو برد نصب شده بود ،سیستم سرمایشی کلاس شامل یک پنکه سقفی و یک کولر بود . میز معلم هم سمت راست کلاس قرار داشت پرده های کلاس صورتی بود، کلاس دارای شانزده میز بودوتعداددانش اموزان 26نفربودکه تقریبا کلاس خوب وجمع وجوری بود.
خانم شاکوری درس پنجم هدیه که در مورد روز دهم که در مورد ماه محرم بود میخواست تدریس کند معلم ابتدا ماه محرم و ویژگی های آن را برای بچه ها توصیف کرد و در مورد عزاداری ها توضیح داد که در ماه محرم سینه زنی میکنند ،پرچم سیاه نصب میکنند و نذری میدهند و ....یکی از دانش اموزان که اسمش دانیال بود همش برمیگشت نگاه دست من میکرد که من چی مینویسم ومیگفت اقا شما ناظم هستید،منم گفتم نه عزیزم من دانشجو معلم هستم وبرای درس کارورزی امده ام.
زنگ خورد و بچه ها از کلاس بیرون رفتند زنگ ها 45دقیقه بود ما هم به حیاط رفتیم تا استراحت کنیم آمدیم ،با بچه ها عکس بگیریم که یکدفعه همه بچه ها دور ما جمع شدند و با هم عکس یادگاری گرفتیم.زنگ خورد و رفتیم سر کلاس این زنگ خانم معلم بهمنی که معلم اصلی آنها بود وارد کلاس شد اجازه گرفتیم و نشستیم این زنگ قرار بود درس ریاضی تدریس شود ،ابتدا درس ساعت را که قبلا خوانده بودند مرور کردند و خانم بهمنی از آنها پرسید که ساعت صبح در بعد از ظهر چند میشودو آنها هم جواب می دادند وپای تخته جدولی کشید وازبچه ها خواست که پای تخته بیایند وجدولو حل کنند وبعد از این که جدول را حل کردند از ان ها خواست که تمرین های کتابشان را حل کنند.
دانیال بازهم بر می گشت و نگاهی به نوشته های من میکرد و من هم گفتم چیز خاصی نیست،دوباره زنگ خورد و رفتیم بیرون،بعد از یک استراحت کوتاه رفتیم سر کلاس این زنگ علوم داشتند خانم بهمنی انواع غذا ها که جلسه قبل تدریس شده بود را پرسید و بعد به آنها توضیح داد که همه جانداران برای ادامه حیات نیاز به اکسیژن دارند بعد خانم بهمنی یک پارچ آب آورد و با آن اندازه دو لیوان متفاوت را با هم مقایسه کرد و بچه ها هم به عینه دیدند، بعد از کلی توضیح و ولی کلی هم سرو صدا از بچه ها دوباره زنگ خورد و ما هم دوری در حیاط مدرسه زدیم و دوباره برگشتیم این زنگ املا داشتند که زنگ آخر بود قرار شد این زنگ بچه ها املا بنویسند و درس زنگ ورزش را به بچه ها املا گفت من هم کنار یکی از بچه ها که ته کلاس نشسته بودم خانم بهمنی با حوصله زیاد املا میگفت و هر کلمه را چندین بار تکرار میکرد.
همینجورکه املا میگفت در کلاس به صدا در آمد و خانم بهمنی در را باز کرد که یکی از بچه ها پاک کن را پرت کرد سمت خانم بهمنی،واقعا که بچه های این دوره خیلی شیطون هستند. بعد از اتمام املا دفتر ها را جمع کرد و خانم معلم تکالیف شب را به بچه ها گفت و زنگ به صدا در آمد و بچه ها راهی خانه شدند. و ما هم قرار شد بریم و دوهفته دیگر برای جلسه دوم کارورزی دوباره به مدرسه بیاییم.توی حیاط که میرفتیم والدین بعضی از بچه ها آمده بودند دنبال فرزندان خودوببچه ها رو باخود میبردند وبعضی از بچه هاهم سرویس داشتند وبا سرویس میرفتند خانه ، ما هم رفتیم در خیابان و ماشین گرفتیم رفتیم سمت دانشگاه و این بود روایت جلسه اول کارورزی من.
فصل دوم، گزارش فیزیکی:
گزارش فیزیکی مدرسه نور:
روز يک شنبه عصر٢٣/8قرار بود براي دومين جلسه کارورزي ما به دبستان نور برويم،باتوجه به اين که يک شنبه ها صبح کلاس ندارم شب قبل دير خوابيدم وفرداش حدود ساعت١٠ از خواب بيدارشدم وبه کار هاي شخصي خودم رسيدم تا ساعت 12:30که براي صرف نهار به سلف سرويس رفتم وبعد از اين که نمازخواندم اماده شدم تابراي درس کارورزي به مدرسه نور بروم،قرار بود با ميني بوس دانشگاه برويم،که جلوي درب دانشگاه منتظر بود بعد از اين که اماده شدم رفتم وسوار شدم، بچه ها هم قبل از من سوار شده بودند،٢٠نفربوديم وراهي مدرسه شديم اين جلسه قرار بود گزارش فيزيکي را تهيه کنيم پس بايد حسابي چشم خودمو باز ميکردم.
بعد از طي مسير به مدرسه که درجنوب شرقي شهر انديمشک واقع شده بود(1) ودر خيابان اصلي قرار داشت رسيديم(1)،البته طبق گفته های استاد مدرسه دروسط شهرقرار دارد(1)مدرسه درخيابان دوطرفه واقع شده بود(1) که ماشين هاي زيادي طردد ميکرد،درب مدرسه به طرف غرب باز ميشد،تابلوي مدرسه را ديدم که روي ان سال تاسيس ان ١٣٧٢قيد شده بود(2)،يعني مدرسه ٢٣سال قدمت داشت (2)وخيلي قديمي وفرسوده بود،زمينه تابلو سبزرنگ بود(3)ونوشته هاي ان زردرنگ (3)ونام مدرسه هم بارنگ قرمز بران نقش بسته بود(3)،درب ورودي مدرسه خاکستري بود.(3)
وارد حياط مدرسه که شديم درسمت راست دودرخت وجود داشت(3) که تنها درخت وفضاي سبز حياط مدرسه بودند،اموزشگاه فاقد فضاي سبزبود(3)که براي روحيه دانش اموزان مناسب نبود،حياط مدرسه خيلي کوچک بود وشکل نامناسبي داشت وتقريبا به شکل ذوزنقه بود.(3)
ازدرورودي که واردميشدي درسمت چپ يک بوفه کوچک قرارداشت (4)درکناربوفه ابخوري قرارداشت که تعداد7شيراب داشت(4) والبته درسمت راست هم يک اب سرد کن قرار داشت،کنارابخوري هادوکلاس وجودداشت که ازفضاوساختمان اموزشي خارج بودوجلوي کلاس ها هم يک کانکس کوچک بود که هم کتابخانه وهم نماز خانه مدرسه محسوب ميشد(4)،حياط مدرسه اسفالت بود که به عنوان زمين فوتبال هم استفاده ميشد(4) ودو دروازه فوتبال هم دران قرارداشت (4)وبه وسيله رنگ سفيد هم خط کشي شده بود.
درضلع جنوب شرقي مدرسه سرويس بهداشتي قرارداشت (4)که وضعيت بهداشتي مناسبي هم نداشت وبا سراميک هاي رنگ بنفش هم کاشي کاري شده بود وتعداد ان هم ۵تا بود.
ساختمان اصلي دانشگاه از يک طبقه تشکيل شده بود وتقريبا به شکل مستطيل بودودرب ان دقيقا روبه روي درب ورودي حياط باز ميشدوراه روي ساختمان که يک راه روي بسيارطولاني که درسمت چپ وراست ان کلاس ها بودند،ديوارهاي راه روبه رنگ ابي کم رنگ بودند درراه روتعدادي تايلووبردنصب شده بودوتعدادي هم کپسول اتشنشاني که تعدادان سه عددبود (4)وبه نظرميرسيد براي مدرسه کافي باشدوهمچنين جعبه کمک هاي اوليه نصب شده بود(4).
بعداز اين که وارد دفتر مدرسه شديم دفتر مدرسه هم مانندحياط ان بسيار کوچک بود، حدود ١۴تا صندلي دران گذاشته شده بود،دردفتردوميز قرار داشت که يکي براي مدير ويکي هم براي معاون بود کلاس ما که کلاس سوم بود نزديک وسمت چپ دفتر قرارداشت ومعلم کلاسي که ما ميرفتيم خانم بهمني بود مدرسه ٣۶٠نفربود که از ١٢ کلاس تشکيل شده بود که از هر کلاس دوتا وجود داشت.
کلاس سومي که ماميرفتيم ٢۶ نفربود و١۴تا ميز دران قرار داشت،کلاس داراي تخته وايت برد بود وپشت تخته هم ساعت نصب شده بود وسطل اشغال هم درگوشه سمت چپ درپشت درگذاشته شده بود،درسمت چپ تخته کتابخانه کلاس نصب شده بود،روي ديوار کلاس نقشه ايران،برنامه کلاسي،وتصاوير مختلف نصب شده بودندو ۴ لامپ کم مصرف فضاي کلاس راروشن کرده بود ونورتقريباکافي داشت،پنجره درپشت کلاس بودورنگ دروپنجره هم کرم بود ،پنجره باپرده صورتي پوشيده شده بود،سيستم سرمايشي کلاس به وسيله يک پنکه درسقف ويک عدد کولر گازي در پشت پنجره بود کلاس فاقد سيستم گرمايشي بود ميزهايي که درکلاس قرار داشت يه کم براي بچه کلاس سومي بزرگ بود وبا قد وجسه دانش اموزان ميشه گفت تناسبي نداشت بعد ازاين که کلاس ها تمام شد ما از کلاس ها رفتيم بيرون تا به دانشگاه باز گرديم که عده اي از بچه ها پدرومادرشون اومده بود دنبالشون وعده اي هم سرويس داشتند وباسرويس ميرفتند اين جلسه هم که گزارش فيزيکي بود تمام شد ومابه دانشگاه بازگشتیم.